|
نمیدونم چرا رفتی؟ نمیدونم چرا عهد شکستی؟ مگه چی شد ؟ مگه چی شد؟ که یه دفعه ازم گذشتی یادت میاد گفتی دوسم داری تو زندگیت فقط منو داری یادت باشه یادت باشه که یه روزی قلبمو شکستی هرگز فراموشم نکن با غم هم اغوشم نکن منم به یادت میمونم تو ترک اغوشم نکن + نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 12:11 توسط سالار |
سبک نکرده دلمو گریه برای دیدنت ارزوهام تموم شدن تو حسرت رسیدنت روزای تکراری من انگار تمومی نداره بدون تو بی کسیام طاقت دوری نداره کجا برم به کی بگم قصه ما تموم شده تو این سکوت لحضه ها داشتنت ارزوم شده اگه هنوز به یادمی بدون برات دلواپسم نزار که باورم بشه دیگه به تو نمیرسم + نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 14:20 توسط سالار |
صد سال بعد از مرگ من گر بشکافی قبر من خواهی شنید از قلب من دوست دارم تو جاده عشق دارم تنهای تنها میرم کسی نیست که بگه وایسا منم میام جاده عشق سرنوشت را رقم زد
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 11:54 توسط سالار |
عاشقمو عشقم ازم خبر دار دارم میرم گلم خدا نگهدار دیوونه احساس اون نگاتم اینو بدون تا جون دارم فداتم خیره شده چشام به یه جاده ای نیرنگیو بسوز تو ای عاشقی تو ام بیا با دل من یکی باش نذار باشم تو حسرت یه دیوار + نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 22:7 توسط سالار |
زندگيم بهاريست که دل معشوق با اوست + نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 22:28 توسط سالار |
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 11:32 توسط سالار |
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 20:54 توسط سالار |
م از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 20:35 توسط سالار |
وقتی که شعر در شریان تو میدود/ انگار یک نفر به جهان تو میدود/ انگار یک نفر همهی روح خویش را/ در مشت خود گرفته به جان تو میدود + نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 11:47 توسط سالار |
می خوام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی
نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری + نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 23:7 توسط سالار |
در کلبه روشنم شي را سر کن / با دست صميميت مرا باور کن / صد بار چنين گفتم و ميگويم باز / بي عشق تو زنده نيستم باور کن + نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 21:6 توسط سالار |
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 20:28 توسط سالار |
نامت چه بود؟ + نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 21:14 توسط سالار |
خدا ببین حه قدر تنها و بی کسم......... قلبم با رفتنش این گوشه تنها مونده + نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 20:32 توسط سالار |
|
| ||||||