تبليغاتX

تنهای بی کس

تنهای بی کس

نمیدونم چرا رفتی؟

 

نمیدونم چرا عهد شکستی؟

 

مگه چی شد ؟ مگه چی شد؟

 

که یه دفعه ازم گذشتی

 

یادت میاد گفتی دوسم داری

 

تو زندگیت فقط منو داری

 

یادت باشه یادت باشه که یه روزی قلبمو شکستی

 

هرگز فراموشم نکن

 

با غم هم اغوشم نکن

 

منم به یادت میمونم

 

تو ترک اغوشم نکن


+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 12:11 توسط سالار |



سبک نکرده دلمو گریه برای دیدنت

 

ارزوهام تموم شدن تو حسرت رسیدنت

 

روزای تکراری من انگار تمومی نداره

 

بدون تو بی کسیام طاقت دوری نداره

 

کجا برم به کی بگم قصه ما تموم شده

 

تو این سکوت لحضه ها داشتنت ارزوم شده

 

اگه هنوز به یادمی بدون برات دلواپسم

نزار که باورم بشه دیگه به تو نمیرسم










+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 14:20 توسط سالار |


صد سال بعد از مرگ من گر بشکافی قبر من خواهی شنید از قلب من دوست دارم

تو جاده عشق دارم تنهای تنها میرم کسی نیست که بگه وایسا منم میام

جاده عشق سرنوشت را رقم زد

sali tanha

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 11:54 توسط سالار |


عاشقمو عشقم ازم خبر دار

 

دارم میرم گلم خدا نگهدار

 

دیوونه احساس اون نگاتم

 

اینو بدون تا جون دارم فداتم

 

خیره شده چشام به یه جاده ای

 

نیرنگیو بسوز تو ای عاشقی

 

تو ام بیا با دل من یکی باش

 

نذار باشم تو حسرت یه دیوار                                                        





+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 22:7 توسط سالار |


زندگيم بهاريست که دل معشوق با اوست

دل من زنده بماند تا که در دل نام اوست

بهار عشق اي بهار پايدار

اگه رفتي يه روزي به فکر ما باش

تو در تاب و تب دل نم باز بمان

اگه بهار زندگي ترکت کرد ناز بخواب


+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 22:28 توسط سالار |


عشق يعني زمزمه در جاي گل

عشق يعني جون سپردن پاي عشق

عشق يعني گرمي دستاي تو

عشق يعني گم شدن در کوي تو

 عشق يعني گر به سختي رانهي

معشوق را از ديد خود در وانهي



+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 11:32 توسط سالار |


وقتي يادت ميکنم گر ميگيرن ترانهام

وقتي يادت ميکنم تب ميکنن قافيهام

توي خابم که مياي ابري و باروني ميشم

نميدونم چي ميشه تو قصه زندوني ميشم

وقتي يادت ميکنم گريه امونم نميده

ديگه ديگه قاب خاطره تو رو نشونم نميده

حرفاي خيسه دلم تو گريه هام جا ميگيرن

تو سکوت سرد من خاطراتم ميميرن

توي بمبست چشات دارم به اخر ميرسم

توي شک رفتنت دارم به باور ميرسم


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 20:54 توسط سالار |


م از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی

نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی

می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی

نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی

اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم

اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم

توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری


ام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی

نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی

می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی

نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی

اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم

اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم

توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری


+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 20:35 توسط سالار |


وقتی که شعر در شریان تو می‌دود/ انگار یک نفر به جهان تو می‌دود/ انگار یک نفر همه‌ی روح خویش را/ در مشت خود گرفته به جان تو می‌دود



+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 11:47 توسط سالار |


می خوام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی

نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی

می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی

نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی

اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم

اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم

توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری




+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 23:7 توسط سالار |


در کلبه روشنم شي را سر کن / با دست صميميت مرا باور کن / صد بار چنين گفتم و ميگويم باز / بي عشق تو زنده نيستم باور کن



+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 21:6 توسط سالار |




شمع داني دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي سوخت پروانه ولي خوب
جوابش را داد گفت: طولي نکشد تو نيز خاموش شوي



+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 20:28 توسط سالار |


نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اينك محل سكونت؟
زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي؟
امانت است
قدت؟
روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاء خانواده؟
حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هواي دوست ،نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك
جنست ؟
نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكي تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟
تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حواي آشنا
ترسيده اي؟
كمي
ز چه؟
كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده؟
بلي
كه؟
گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟
ديگر گلايه نه؟، ولي ...
ولي چه ؟
حكمي چنين آن هم يك گناه!!؟
دلتنگ گشته اي ؟
زياد
براي كه؟
تنها خدا
آورده اي سند؟
بلي
چه ؟
دو قطره اشك
داري تو ضامني؟
بلي
چه كسي ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا


+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 21:14 توسط سالار |


 

eshgh


 شمع مي سوزد و پروانه به دورش چرخد
من که مي سوزم و پروانه ندارم چه کنم؟

خدا ببین حه قدر تنها و بی کسم......... قلبم با رفتنش این گوشه تنها مونده

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 20:32 توسط سالار |


  X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

عشق الکي
پارس هفت
**غم تو چشمات چه غریبونه نشسته**
**The Day Before You Came**
**آبی ترین عشق**
**معبد عشق**
**دوست دار سکوت**
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته های پیشین

هفته اوّل اردیبهشت 1387

هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته اوّل مهر 1386



دکلمه
پارس هفت

آپلود سنتر
وقتي يادت ميکنم از دوستم سهيل ( با صداي نگين)


    تعداد بازديدها: